تبليغاتX
بالای 20 سال نیاد !
آقا 2 نفر !!
چه تاکسیه باحالیه...ماشین 2 دره شده
nisol7cptcuvdhzcgthh.jpg
نوشته شده توسط سینا در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 با موضوع
فلسفه بافی ها برای در چاه فتاده

روزي مردي داخل چاهي افتاد و بسيار دردش آمد
يک روحاني او را ديد و گفت :حتما گناهي انجام داده اي
يک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت
يک روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد
يک يوگيست به او گفت : اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند
يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت
يک پرستار کنار چاه ايستاد و با او گريه کرد
يک  روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلي را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پيدا کند
يک تقويت کننده  فکراو را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است
يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکي از پاهات رو بشکني
سپس فرد بيسوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد

نتیجه میگیریم الکی واسه خودتون چرت نگین

نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر 1388 با موضوع
نظر ندی باید بخوریش این حبابارو !
هم دل ادم مي سوزه هم از حباب هاي ساخته شده خندش ميگيره

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

نوشته شده توسط سینا در تاريخ سه شنبه سوم آذر 1388 با موضوع
مگر مي توان در طول سال درس خواند؟! (طنز)
گر داوطلبي در کنکور قبول نشد ، هيچ تقصيري متوجه او نيست چرا که سال فقط 365 روز دارد در
حاليکه . . .

1 در سال ، 52 جمعه داريم و ميدانيد جمعه ها فقط براي استراحت است. به اين ترتيب 313 روز
مي ماند.

2 حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است و چون هوا گرم است مطالعه دقيق براي يک
فرد نرمال مشکل است. بنابراين 263 روز ديگر ، باقي مي ماند.

3 در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است که جمعا 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي
مي ماند.

4 اما سلامتي جسم و روح ، روزانه يک ساعت تفريح را مي طلبد که جمعا 15 روز ميشود. پس
126 روز باقي مي ماند.

5 طبيعتا دو ساعت در روز براي خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز
ميشود. پس 96 روز ديگر باقيست.

6 يک ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفني با ديگران و البته پشتيبان ضروري
است. چرا که انسان موجودي است اجتماعي ، و اين خود 15 روز از کل سال است. بنابراين 81 روز
از سال باقي مي ماند.

7 روزهاي امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص ميدهد و نظر به حجم بالاي درس
ها و خستگي ناشي از امتحان، 36 روز ديگر باقي مي ماند.

8 تعطيلات نوروز و اعياد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر ميتوان در اين اعياد وقت
را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقيست.

9 در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي مي ماند.

10 سينما رفتن و ساير امور شخصي هم لااقل دو روز از سال را در بر ميگيرد پس فقط يک روز
ديگر باقيست.

11 يک روز باقيمانده همان روز تولد شماست، چگونه ميتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!!

پس يک داوطلب نرمال(!) در حالت عادی نمی تواند امیدی به قبولی در کنکور داشته باشد !!
نوشته شده توسط سینا در تاريخ دوشنبه دوم آذر 1388 با موضوع
ابتكار نوين
اگر موتور همزن برقيتون گم شده نگران نباشيد دريل كه هست

 

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

نوشته شده توسط سینا در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 با موضوع عکس خنده دار
حکایت همه كس-یك كس-هر كس و هیچ كس

چهار نفر بودند بنامهای همه كس-یك كس-هر كس و هیچ كس

یك كار مهم وجود داشت كه میبایست انجام می شد و از همه كس خواسته شد آن را انجام دهد.

همه كس میدونست كه یك كسی آن را انجام خواهد داد.

هر كسی میتوانست آن را انجام دهد اما هیچ كس آن را انجام نداد.

یك كسی از این موضوع عصبانی شد به خاطر اینكه این وظیفه همه كس بود.

همه كس فكر میكرد هر كسی نمیتواند آن را انجام دهد اما هیچ كس نفهمید كه هر كسی آن را انجام نخواهد داد.

سرانجام این شد كه همه كس یك كسی را برای كاری كه هر كسی نمی توانست انجام دهد و هیچ كس انجام نداد سرزنش كرد.

خوب بود؟هنگ کردی؟

نوشته شده توسط سینا در تاريخ شنبه سی ام آبان 1388 با موضوع
بدون شرح

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

نوشته شده توسط سینا در تاريخ جمعه بیست و نهم آبان 1388 با موضوع
حکایت جالب درویشی که عاشق پادشاه شد

درویشی بر پادشاهی صاحب کمال عاشق شد و عقل را به کل در باخت.

خبر به شاه رسید که فلان درویش از عشق تو روز و شب ندارد.

شاه درویش را نزد خود خواند و گفت: اینک که بر من عاشق شدی، دو راه در پیش داری.

یا در راه عشق ترک سر بگویی، یا این شهر و دیار را ترک کنی.

درویش که هنوز آتش دلش از عشق مشتعل نگشته بود، راه دوم را بر گزید و از شهر خارج شد.

در این بین شاه دستور داد سر از تن عاشق جدا سازند.

وزیر شاه پرسید: این چه حکم است که سر از تن بیگناهی جدا سازی؟

شاه گفت: او در عشق دعوی دروغ داشت. اگر به راستی عاشق میشد، باید در راه عشقش از جان میگذشت.

سراو بریدم تا دیگر کسی در عشق ما دعوی دروغ نکند، و اگر او در راه عشق ما از جان میگذشت من هم تمام مملکت را فدای او میکردم.

ترک جان و ترک مال و ترک سر هست دراین راه اول ای پسر

نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 با موضوع
راحت باش عزیز

نوشته شده توسط سینا در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 با موضوع عکس خنده دار
حکایت شیری که عاشق آهو شد

شير نري دلباخته‏ي آهوي ماده شد.

شير نگران معشوق بود و مي‏ترسيد بوسيله‏ي حيوانات ديگر دريده شود.

از دور مواظبش بود…

پس چشم از آهو برنداشت تا يك بار كه از دور او را مي نگريست،

شيري را ديد كه به آهو حمله كرد. فوري از جا پريد و جلو آمد.

ديد ماده شيري است. چقدر زيبا بود، گردني مانند مخمل سرخ و بدني زيبا و طناز داشت.

با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ايستاد و مجذوب زيبايي ماده شير شد.

و هرگز نديد و هرگز نفهميد که آهو خورده شد…

نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه  چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت. اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .
نوشته شده توسط سینا در تاريخ جمعه بیست و دوم آبان 1388 با موضوع
Yas - Piade Misham
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یاس به نام  پیاده میشم  با 3 کیفیت متفاوت !

حتما دانلود کنین...خیلی تمیز مثل بقیه آهنگاش ...4 دقیقه ....خوراکه

http://www.img98.com/images/d630qgqdxq4m6uk7ym.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 با موضوع
آرايشگاه ساسي مانكن
میگم چه اسکلی بود این یارو که اسم ساسی مانکن رو گذاشت رو آرایشگاه...

نوشته شده توسط سینا در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 با موضوع آرايشگاه ساسي مانكن
زنی که خجالت می‌کشید به شوهرش بگوید چه کادویی می‌خواهد!
یه روز یه خانومه که ماشینش قدیمی و خراب شده بوده تصمیم میگیره که به شوهرش یه جوری غیر مستقیم بگه که یه ماشین نو میخواد.
به شوهرش میگه عزیزم روز تولدم نزدیکه. لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو تو 4 ثانیه بره و رنگش هم آبی باشه.
حالا حدس بزنین شوهرش برا تولد خانومه چی می‌خره؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
ادامه مطلب رو ببین >>


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 با موضوع
يك سطل آب يك ساختمان آتش !
بله ، بالاخره اميد واري و تلاش خيلي خوبه ولي يكمي هم فسفر سوزي هم بعد نيست

 بچه ها راهپیمایی ها خوش گذشت امروز؟

نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 با موضوع يك سطل آب يك ساختمان آتش !



© All Rights Reserved to sinajoker.Blogfa.com

نمایش لینکهای شما در لینک من