تبليغاتX
بالای 20 سال نیاد !
Yas - Piade Misham
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یاس به نام  پیاده میشم  با 3 کیفیت متفاوت !

حتما دانلود کنین...خیلی تمیز مثل بقیه آهنگاش ...4 دقیقه ....خوراکه

http://www.img98.com/images/d630qgqdxq4m6uk7ym.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 با موضوع
آرايشگاه ساسي مانكن
میگم چه اسکلی بود این یارو که اسم ساسی مانکن رو گذاشت رو آرایشگاه...

نوشته شده توسط سینا در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 با موضوع آرايشگاه ساسي مانكن
زنی که خجالت می‌کشید به شوهرش بگوید چه کادویی می‌خواهد!
یه روز یه خانومه که ماشینش قدیمی و خراب شده بوده تصمیم میگیره که به شوهرش یه جوری غیر مستقیم بگه که یه ماشین نو میخواد.
به شوهرش میگه عزیزم روز تولدم نزدیکه. لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو تو 4 ثانیه بره و رنگش هم آبی باشه.
حالا حدس بزنین شوهرش برا تولد خانومه چی می‌خره؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
ادامه مطلب رو ببین >>


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 با موضوع
يك سطل آب يك ساختمان آتش !
بله ، بالاخره اميد واري و تلاش خيلي خوبه ولي يكمي هم فسفر سوزي هم بعد نيست

 بچه ها راهپیمایی ها خوش گذشت امروز؟

نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 با موضوع يك سطل آب يك ساختمان آتش !
طنز واره : حکایت جذاب مرگ گربه !!
حكیمی بر سر راهی می‌گذشت. دید پسر بچه‌ای گربه خود را در جوی آب می‌شوید.

گفت: گربه را نشور، می‌میرد!

بعد از ساعتی كه از همان راه بر می‌گشت دید كه بعله…!

گربه مرده و پسرك هم به عزای او نشسته.

گفت: به تو نگفتم گربه را نشور، می‌میرد؟

پسرك گفت: برو بابا، از شستن كه نمرد ، موقع چلاندن مرد!

نوشته شده توسط سینا در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 با موضوع
IQ
اگر اي كيو باشيد از كلاه اينطوري استفاده مي كنيد  

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

نوشته شده توسط سینا در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 با موضوع IQ
شکوایه زیبای دکتر علی شریعتی به خدای مهربان
خدایا کفر نمی گویم
پریشانم خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو ازجانم
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداواندا
اگر روزی زعرش خود به زیر ایی
لباس فقر بپوشی
غرورت رابرای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گوی
خداوندا
اگر در روز گرما خبر تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت برکاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گویی
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر کردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت ، از این بودن از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن
در  این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد انکس که انسان است و از احساس سرشار است
نوشته شده توسط سینا در تاريخ جمعه هشتم آبان 1388 با موضوع شکوایه زیبای دکتر علی شریعتی به خدای مهربان
تکون نخور داش !

نوشته شده توسط سینا در تاريخ سه شنبه پنجم آبان 1388 با موضوع تکون نخور داش !
عكس يادگاري
yaani chi?

نوشته شده توسط سینا در تاريخ شنبه دوم آبان 1388 با موضوع عكس يادگاري
حکایت عدالت گستری قبله عالم ناصرالدین شاه !
روزي اعليحضرت ناصرالدين شاه قاجار در تابستان در عمارت ملوكانه سلطنت آباد دراز كشيده بودند؛

در حالي كه درباريان در پايين نشسته، با پادشاه به طور محرمانه صحبت مي كردند.
شاه در اثناي سخن گفت:
چرا انوشيروان را عادل مي گفتند؟ مگر من عادل نيستم؟
احدي جسارت نكرد كه پاسخ دهد. شاه دوباره پرسيد:
آيا بين شما هيچ كس نيست كه جواب بدهد؟
باز كسي جواب نداد. ادامه سكوت همه را در معرض خطر قرار مي داد. سرانجام حكيم الممالك مرگ را پيش نظر آورد و با ترديد گفت:
قربانت شوم. انوشيروان را عادل مي گفتند براي اين كه عادل بود.

شاه ابروي خود را در هم كشيد و گفت: آيا ناصرالدين شاه عادل نيست؟
باز سكوت و هم آور جلسه را فراگرفت. پس از مدتي ناگزير حكيم الممالك مرگ خود را درنظر آورد و حرف اول خود را تكرار كرد. شاه بيشتر ابرو درهم كشيد و سؤال نخستين خود را باز بر زبان آورد. مجدداً سكوت مرگبار بر دربار حاكم شد. ناگزير حكيم الممالك شانه هاي خود را حركت داد و دست خود را باز كرد.

آنگاه شاه با كمال تحقير گفت:
اي فلان فلان شده ها! من يقين دارم كه اگر انوشيروان هم مثل شما الواط رشوه خوار و نادرست در دور وبرخود داشت، هيچ وقت ممكن نبود او را عادل بگويند!

همه جواب دادند: قربانت گرديم. قبله عالم حقيقت را فرمودند!!!

برو بچ همه خوبین؟ مشکلی نداری؟من چند روز شاید نباشم...مر30 که نظر میدین..دیشب رئال مادرید حال مارو گرفت...روحیه بدین

نوشته شده توسط سینا در تاريخ پنجشنبه سی ام مهر 1388 با موضوع
لطیفه خدا ناظر نیست !!

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند.

سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود:

فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود.

یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست

نوشته شده توسط سینا در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 با موضوع لطیفه خدا ناظر نیست !!
داستان طنز پایان نامه خرگوشی
یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید.
روباه: خرگوش داری چیکار می‌کنی؟
خرگوش: دارم پایان نامه می‌نویسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟
خرگوش: من در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب می‌نویسم.
روباه: احمقانه است، هر کسی می‌دونه که خرگوش ها، روباه نمی‌خورند.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد. در همین حال، گرگی از آنجا رد می‌شد.
گرگ: خرگوش این چیه داری می‌نویسی؟
خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟
خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.
حال ببینیم در لانه خرگوش چه خبره در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود. در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.
نتیجه:
هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد، هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامه‌تان داشته باشید، آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست

نوشته شده توسط سینا در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 با موضوع
مقداري پلاكارد !
بچه ها اینو ببینین...طرفدار چه خبره.......یا علی ی ی ی ی ی ی ی

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

نوشته شده توسط سینا در تاريخ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 با موضوع
داماد ورزشکار ! !
تیریپ اسپرت در در عروسی دیگه endEshe !

نوشته شده توسط سینا در تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388 با موضوع عکس خنده دار



© All Rights Reserved to sinajoker.Blogfa.com

نمایش لینکهای شما در لینک من